به گزارش کردپرس، اگرچه اقلیم کردستان عراق از نظر قانونی و بر اساس قانون اساسی عراق یک واحد سیاسی با یک پرچم و یک ساختار حکومتی است، اما در عمل سالهاست که به دو حوزه قدرت مجزا تقسیم شده است. نزدیک به دو سال از انتخابات پارلمانی گذشته، اما احزاب اصلی هنوز نتوانستهاند دولت جدید را تشکیل دهند و کابینهای که از سال ۲۰۱۹ بهصورت موقت اداره امور را برعهده دارد، همچنان بر سر کار است. در واقع، اقلیم امروز بیش از آنکه یک دولت داشته باشد، دو مرکز قدرت دارد زیرا حزب دموکرات کردستان در اربیل و دهوک حکمرانی می کند و اتحادیه میهنی کردستان کنترل سلیمانیه و بخشهایی از کرکوک و استان اربیل را در اختیار دارد. بر اساس تحلیل نشنال کانتکست، بازیگران اصلی منطقهای و بینالمللی نیز عملاً این واقعیت را پذیرفتهاند. آمریکا، ترکیه و بغداد دیگر اقلیم را تنها از دریچه یک حکومت واحد نمیبینند، بلکه هر یک از دو حزب را بهعنوان یک بازیگر مستقل مورد تعامل قرار میدهند. ارزش هر یک از این دو مرکز قدرت نیز بیش از هر چیز به دو پرونده وابسته است؛ انرژی و پ.ک.ک.
در حوزه انرژی؛ نفت در اختیار حزب دموکرات کردستان قرار دارد و گاز در اختیار اتحادیه میهنی کردستان قرار گرفته است. تقسیم جغرافیایی منابع انرژی تقریباً بهطور کامل با تقسیم سیاسی قدرت همخوانی دارد. بیشتر میدانهای نفتی اقلیم، خط لوله صادراتی به بندر جیهان ترکیه و گذرگاه مرزی ابراهیم خلیل همگی در مناطق تحت کنترل حزب دموکرات کردستان قرار دارند؛ مزیتی که طی سه دهه گذشته این حزب را به مهمترین شریک اقتصادی ترکیه تبدیل کرده است.
در مقابل، تقریباً تمام ذخایر مهم گاز طبیعی اقلیم در حوزه نفوذ اتحادیه میهنی کردستان قرار گرفتهاند. میدان عظیم کورمور پس از تکمیل پروژه توسعهای KM250 در سال ۲۰۲۵ ظرفیت فرآورش خود را به حدود ۷۵۰ میلیون فوت مکعب در روز رسانده و تولید آن اکنون نزدیک به ۷۰۰ میلیون فوت مکعب در روز است. همچنین خط لوله انتقال گاز این میدان به نیروگاه سلیمانیه تکمیل شده و میدان چمچمال نیز قرار است از نیمه دوم سال ۲۰۲۷ روزانه تا ۱۴۲ میلیون فوت مکعب گاز به مصرفکنندگان صنعتی عرضه کند.
اهمیت این منطقه تنها به تولید فعلی محدود نمیشود. دو قرارداد عظیم انرژی عراق نیز در محدوده نفوذ اتحادیه میهنی کردستان منعقد شدهاند زیرا قرارداد ۴۰ میلیارد دلاری توسعه میدان میران و قرارداد ۷۰ میلیارد دلاری توسعه بلوکهای توپخانه-کردمیر، هر دو در سال ۲۰۲۵ با شرکتهای آمریکایی امضا شدند.
چرا امروز گاز از نفت مهمتر است؟
تحلیل تأکید میکند که اگرچه نفت همچنان منبع اصلی درآمد اقلیم است، اما در معادلات ژئوپلیتیک امروز، گاز اهمیت بیشتری یافته است. در حال حاضر حدود یکسوم برق عراق با گاز وارداتی تولید میشود؛ موضوعی که به اهرم مهمی برای اعمال نفوذ بر بغداد داده است. توسعه صادرات گاز اقلیم، بهویژه از مناطق تحت کنترل اتحادیه میهنی کردستان، میتواند این وابستگی را کاهش دهد. از سوی دیگر، قرارداد واردات سالانه ۹.۶ میلیارد مترمکعب گاز ترکیه از نیز در آستانه پایان خود قرار دارد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران صادرات گاز اقلیم از مسیر ترکیه را پایه شکلگیری یک همکاری بلندمدت میان آنکارا و اتحادیه میهنی کردستان میدانند. به بیان دیگر، اگر نفت حزب دموکرات کردستان برای تأمین بودجه اهمیت دارد، گاز اتحادیه میهنی کردستان به یکی از ابزارهای اجرای راهبرد مشترک آمریکا، ترکیه و عراق برای کاهش نفوذ و وابستگی خارجی تبدیل شده است.
کاهش اهمیت مزیت مرزی حزب دموکرات کردستان
در کنار این تحولات، مزیت سنتی حزب دموکرات کردستان در کنترل گذرگاه ابراهیم خلیل نیز بهتدریج در حال کاهش است. پس از سقوط حکومت بشار اسد، مسیر زمینی جدیدی میان عراق و ترکیه از خاک سوریه گشوده شده که هم کوتاهتر و هم ارزانتر از مسیر سنتی اقلیم است. نخستین کاروان تجاری از این مسیر در ماه مه عبور کرد و اکنون نیز طرح احداث خط آهن از نصیبین، قامشلو، ربیعه و موصل در دست بررسی است. همزمان بغداد مطالعات امکانسنجی احداث خطوط لوله جدید از بصره به سمت سواحل ترکیه و سوریه را نیز آغاز کرده است. در صورت اجرای این پروژهها، اهمیت گذرگاه ابراهیم خلیل بهعنوان تنها مسیر راهبردی میان عراق و ترکیه کاهش خواهد یافت.
پرونده پ.ک.ک؛ تغییر بزرگ در ارزش گذاری دو حزب
دومین متغیر تعیینکننده، روند صلح میان ترکیه و پ.ک.ک است. در دهههای گذشته، زمانی که سیاست ترکیه مبتنی بر جنگ با پ.ک.ک بود، حزب دموکرات کردستان مهمترین شریک محلی آنکارا محسوب میشد. این حزب هم رقیب سنتی پ.ک.ک بود، هم بر مناطقی مسلط بود که به کوهستان قندیل نزدیکاند و هم در همکاریهای امنیتی با ترکیه نقش مهمی ایفا میکرد. در مقابل، روابط نزدیک اتحادیه میهنی کردستان با پ.ک.ک همواره برای ترکیه یک چالش امنیتی بود. آنکارا حتی مدتی حریم هوایی سلیمانیه را بست و دفتر نمایندگی اتحادیه میهنی کردستان در ترکیه را تعطیل کرد. اما آغاز روند صلح، این معادله را وارونه کرده است. اکنون ترکیه بیش از یک شریک نظامی، به بازیگری نیاز دارد که بتواند با پ.ک.ک ارتباط برقرار کند. در این شرایط، همان نزدیکی اتحادیه میهنی کردستان با پ.ک.ک که زمانی نقطه ضعف محسوب میشد، به یک مزیت تبدیل شده است. برگزاری مراسم نمادین خلع سلاح پ.ک.ک در نزدیکی سلیمانیه، افتتاح دفتر صدور ویزای ترکیه در این شهر و قرار گرفتن اتحادیه میهنی کردستان در مرکز مثلث روابط میان پ.ک.ک، نیروهای سوریه دموکراتیک (SDF) و ترکیه، همگی نشانههای این تغییر هستند. در مقابل، هرچه روند صلح پیش میرود، ارزش نقش سنتی حزب دموکرات کردستان بهعنوان شریک ضدپ.ک.ک نیز کاهش مییابد.
رابطه با بغداد؛ دو رویکرد متفاوت
تحلیل این نشریه تفاوت مهم دیگری را نیز میان دو حزب برجسته میکند که نحوه تعامل آنها با دولت مرکزی عراقاست. بر اساس این تحلیل، راهبرد مشترک آمریکا و ترکیه اکنون بیشتر از بازیگرانی حمایت میکند که در چارچوب ساختارهای رسمی دولت عراق فعالیت میکنند و اتحادیه میهنی کردستان بهتر از حزب دموکرات کردستان با این الگو سازگار شده است. اتحادیه میهنی ریاستجمهوری عراق را در اختیار دارد. مهمترین نیروی ضدتروریسم وابسته به این حزب نیز تحت چتر قانونی سازمان مبارزه با تروریسم عراق فعالیت میکند، هرچند بودجه آن مستقیماً از سوی آمریکا تأمین میشود. همچنین رهبران اتحادیه میهنی کردستان پروژههای گازی خود را نه بهعنوان منافع حزبی، بلکه راهحلی برای بحران انرژی کل عراق معرفی میکنند؛ روایتی که هم برای بغداد و هم برای واشنگتن جذاب است. در مقابل، حزب دموکرات کردستان طی سالهای اخیر بر توسعه روابط مستقل خارجی تمرکز کرده است. سرمایهگذاری بیش از ۳.۳ میلیارد دلاری امارات در اقلیم، حضور بیش از ۱۲۰ شرکت اماراتی، دیدارهای مکرر خانواده بارزانی با محمد بن زاید و تعیین نماینده ویژه اقتصادی امارات برای اقلیم کردستان، همگی نشاندهنده تلاش این حزب برای ایجاد یک محور مستقل از بغداد هستند.
وارونگی نقش تاریخی اتحادیه میهنی کردستان
نکته قابل توجه این است که اتحادیه میهنی، بر خلاف گذشته، اکنون به میزبان بزرگترین سرمایهگذاریهای انرژی آمریکا برای کاهش وابستگی عراق به گاز تبدیل شده است. به گفته نویسنده، این تغییر تصادفی نیست. برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند انتخاب سلیمانیه برای اجرای پروژههای چند ده میلیارد دلاری انرژی، خود بخشی از راهبرد واشنگتن برای تغییر توازن نفوذ در شمال عراق بوده است.
آیا اتحادیه میهنی کردستان جای حزب دموکرات کردستان را گرفته است؟
تحلیل در پایان تأکید میکند که چنین برداشتی نادرست است زیرا حزب دموکرات کردستان همچنان کنترل بخش عمده تولید نفت اقلیم، مسیر سنتی تجارت با ترکیه و شبکه گسترده روابط خارجی خاندان بارزانی را در اختیار دارد و بیشتر هیأتهای خارجی همچنان ابتدا به اربیل سفر میکنند. از سوی دیگر، نفوذ اتحادیه میهنی کردستان نیز تنها به سلیمانیه محدود نیست و این حزب در کرکوک عملاً مهمترین بازیگر کرد محسوب میشود.
چرا قدرتهای خارجی از تداوم دو مرکز قدرت استقبال میکنند؟
به باور نویسنده، آمریکا، ترکیه و بغداد نهتنها از وجود دو مرکز قدرت ناراضی نیستند، بلکه آن را یک مزیت راهبردی میدانند. وجود دو حزب رقیب باعث میشود هیچیک نتواند به تنهایی کنترل کامل روابط با ترکیه، مسیرهای ترانزیتی یا تصمیمات راهبردی اقلیم را در اختیار بگیرد. هر دو حزب همواره بهعنوان وزنه تعادل در برابر دیگری عمل میکنند و همین موضوع مانع از تبدیل شدن هر کدام به بازیگری غیرقابل جایگزین میشود. امروز دو حزب اصلی کردستان عراق دو راهبرد متفاوت را دنبال میکنند. حزب دموکرات کردستان همچنان بر خودمختاری بیشتر، اتکا به شبکه روابط خارجی مستقل، کنترل نفت و حفظ جایگاه سنتی خود تکیه دارد. در مقابل، اتحادیه میهنی کردستان بر ادغام بیشتر در ساختار دولت عراق، همکاری با روند صلح ترکیه و بهرهگیری از ظرفیت گاز برای پیشبرد اهداف مشترک بغداد، آنکارا و واشنگتن سرمایهگذاری کرده است. به اعتقاد نویسنده، در نظم جدید منطقهای که بیش از گذشته بر اتصال اقتصادی، همکاری با دولتهای مرکزی و کاهش تنشهای امنیتی استوار است، رویکرد دوم در مقطع کنونی دست بالا را پیدا کرده است. با این حال، نه حزب دموکرات کردستان از معادلات حذف شده و نه اتحادیه میهنی کردستان جایگزین آن شده است؛ بلکه هر دو به شیوهای متفاوت به بازیگران ضروری برای قدرتهای منطقهای و بینالمللی تبدیل شدهاند.

نظر شما