کردها؛ حلقه اتصال راهبرد جدید آمریکا در عراق، سوریه و ترکیه

تحلیل‌ها نشان می‌دهد واشنگتن در حال شکل‌دهی به نظمی جدید در غرب آسیاست که بر کریدورهای انرژی، تجارت و اتصال منطقه‌ای استوار است. در این چارچوب، کردها نه به‌عنوان یک بازیگر واحد، بلکه به‌عنوان حلقه‌های اتصال میان عراق، سوریه و ترکیه نقش‌آفرینی می‌کنند.

به گزارش کردپرس،  در راهبرد جدید آمریکا برای غرب آسیا، کردها دیگر صرفاً یک پرونده امنیتی یا یک متحد نظامی نیستند؛ بلکه به بخشی از شبکه اتصال عراق، سوریه و ترکیه تبدیل شده‌اند. در این الگو، آمریکا ضمن تقویت نقش دولت‌های مرکزی، از احزاب اصلی کرد به‌عنوان بازیگران مکمل برای پیشبرد کریدورهای انرژی، تجارت و مدیریت سیاسی منطقه استفاده می‌کند.
جایگاه کردها در نقشه جدید آمریکا
تحولات دو سال گذشته نشان می‌دهد واشنگتن در حال اجرای معماری تازه‌ای برای عراق، سوریه و ترکیه است؛ معماری‌ای که محور آن دیگر حضور گسترده نظامی آمریکا نیست، بلکه اتصال اقتصادی، کریدورهای انرژی، تجارت منطقه‌ای و واگذاری مسئولیت امنیت به متحدان محلی است. در این چارچوب، ترکیه به دروازه اصلی انتقال انرژی و تجارت، عراق به بستر منابع انرژی و سوریه به مسیر ارتباطی مدیترانه تبدیل می‌شود.
در این میان، کردها نیز جایگاه تازه‌ای یافته‌اند. آنها نه به‌عنوان یک بلوک واحد، بلکه به‌عنوان مجموعه‌ای از بازیگران مجزا که هر کدام کارکرد متفاوتی دارند، در این نظم جدید تعریف می‌شوند.
در عراق، آمریکا و شرکای منطقه‌ای میان دو حزب اصلی کردستان تمایز قائل شده‌اند. حزب دموکرات کردستان همچنان به دلیل کنترل بخش عمده میادین نفتی، گذرگاه مرزی ابراهیم خلیل و مسیر انتقال نفت به بندر جیهان، بازیگر کلیدی حوزه نفت و تجارت با ترکیه محسوب می‌شود.
در مقابل، اتحادیه میهنی کردستان به‌واسطه تمرکز منابع گاز طبیعی در مناطق تحت نفوذ خود، اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است. توسعه میدان گازی خورمور و پروژه‌های انتقال گاز، این حزب را به یکی از ارکان برنامه جدید انرژی عراق و کاهش وابستگی بغداد به گاز ایران تبدیل کرده است.
همزمان، روند صلح میان ترکیه و پ.ک.ک نیز جایگاه اتحادیه میهنی را تغییر داده است. در گذشته نزدیکی این حزب به پ.ک.ک برای آنکارا یک تهدید محسوب می‌شد، اما اکنون همین ارتباط می‌تواند در مدیریت روابط میان پ.ک.ک، نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و دولت ترکیه نقش میانجی ایفا کند.
این تحول به معنای کاهش اهمیت حزب دموکرات نیست، بلکه نشان می‌دهد هر یک از دو حزب کردستان عراق مأموریت متفاوتی در نظم جدید پیدا کرده‌اند؛ حزب دموکرات در حوزه نفت، تجارت و ارتباط با ترکیه و اتحادیه میهنی در حوزه گاز و مدیریت پرونده‌های سیاسی مرتبط با پ.ک.ک و شمال سوریه.
این الگو در سوریه نیز دیده می‌شود. گفت‌وگوهای مربوط به آینده کردهای سوریه بارها نه در دمشق یا واشنگتن، بلکه در اربیل و سلیمانیه برگزار شده است. دیدارهای مظلوم عبدی با مسعود بارزانی، بافل طالبانی و نچیروان بارزانی با حضور تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا، نشان می‌دهد اقلیم کردستان به محل اصلی هماهنگی پرونده‌های کردی در منطقه تبدیل شده است.
در نگاه واشنگتن، هدف نهایی همچنان تقویت دولت‌های مرکزی است؛ به همین دلیل آمریکا بر ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه در ساختار دولت دمشق تأکید می‌کند. با این حال، برای تحقق این هدف همچنان به شبکه‌های سیاسی و اجتماعی کردها نیاز دارد.
در نتیجه، کردها در طراحی جدید آمریکا نقش «لایه اتصال» را ایفا می‌کنند؛ نه ستون اصلی نظم منطقه و نه بازیگری مستقل از دولت‌ها، بلکه حلقه‌ای که مسیرهای انرژی، تجارت، مذاکرات سیاسی و ارتباط میان عراق، سوریه و ترکیه را به یکدیگر پیوند می‌دهد.
این رویکرد همچنین توضیح می‌دهد که چرا بن‌بست طولانی تشکیل کابینه اقلیم کردستان فشار جدی خارجی ایجاد نکرده است؛ زیرا از نگاه بازیگران بین‌المللی، تا زمانی که صادرات نفت، توسعه پروژه‌های گاز و کانال‌های ارتباطی میان احزاب کرد برقرار باشد، توقف روند تشکیل دولت محلی مانع اجرای راهبرد کلان منطقه‌ای نخواهد شد.
در مجموع، جایگاه کردها در راهبرد جدید آمریکا از یک «پرونده امنیتی» به یک عامل اتصال ژئوپلیتیکی ارتقا یافته است؛ بازیگرانی که هرچند معمار نظم جدید نیستند، اما بدون آنها اتصال عراق، سوریه و ترکیه در چارچوب راهبرد اقتصادی و انرژی واشنگتن با دشواری روبه‌رو خواهد شد.

نشنال کانتکست 

کد مطلب 2797167

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha