کابوی وسترن و کادوی هفت‌تیرکش عثمانی/صلاح الدین خدیو

سرویس ایران - در حاشیه اجلاس اخیر ناتو، رجب طیب اردوغان با هدیه‌ای نامتعارف، همتایان غربی خود را غافلگیر کرد. او به هر یک از رهبران شرکت‌کننده یک تپانچه گوموشای ساخت شرکت صنایع دفاعی MKE، همراه با شش گلوله واقعی، هدیه داد؛ هدیه‌ای که در عرف دیپلماسی میان سران کشورها به‌ندرت سابقه دارد و بیش از آنکه یادآور تشریفات سیاسی باشد، فضای فیلم‌های وسترن را تداعی می‌کند.

کردپرس، از همان لحظه، این پرسش مطرح شد که چرا رئیس‌جمهوری که سودای ایفای نقشی جهانی دارد، زبان اسلحه و رفتار رهبران چریکی را برای بیان پیام خود برگزیده است؟
پاسخ را شاید بتوان در روایت رسمی شرکت MKE جست. این شرکت، اگرچه در شکل کنونی خود در سال ۱۹۵۰ تأسیس شده، اما تبارش را به کارگاه‌های ریخته‌گری توپ در عصر سلطان محمد فاتح نسبت می‌دهد. فارغ از میزان دقت تاریخی این ادعا، اهمیت آن در کارکرد سیاسی‌اش نهفته است: پیوند زدن صنایع دفاعی امروز ترکیه با شکوه امپراتوری عثمانی.
این دقیقاً همان الگویی است که دولت اردوغان طی دو دهه گذشته دنبال کرده است؛ آمیزه‌ای از ناسیونالیسم، فناوری و تاریخ. در این روایت، پهپاد بیرقدار فقط یک محصول نظامی نیست، بلکه نماد احیای غرور ملی است؛ غروری که قرار است به شهروندان ترکیه و همزمان به جهان القا کند که این کشور از مصرف‌کننده امنیت، به تولیدکننده قدرت تبدیل شده است.
از طرف دیگر اقدام غیرمترقبه‌ی اردوغان، یادآور هنجارهای سیاسی جنبش‌های انقلابی و رهبران چریکی است. پارتیزان‌هایی که نظم سیاسی مبتنی بر قانون کشورها و فضای بین‌المللی را به چالش می‌کشند.
با این وصف نمایش اردوغان نسخه‌ی تعدیل یافته و اصلاح‌طلبانه‌ی ایده.ی تجدیدنظر طلبی کشورهایی چون ایران و روسیه و چین است که خواهان عبور از نظم غرب محور کنونی‌اند.  

بعید نیست مهم‌ترین مخاطب این نمایش، دونالد ترامپ باشد. رئیس‌جمهوری که در طول اجلاس، بیش از هر رهبر دیگری از اردوغان تمجید کرد.
دلیل این تحسین چندان پیچیده نیست. ترامپ سال‌هاست یک پیام ثابت برای اروپا دارد: هزینه امنیت خود را بپردازید. از نگاه او، قاره‌ای که با رشد اقتصادی کند، بحران جمعیتی و بودجه‌های دفاعی محدود روبه‌روست، نمی‌تواند برای همیشه بر چتر امنیتی آمریکا تکیه کند.
در چنین تصویری، ترکیه استثناست؛ کشوری با ارتشی بزرگ، صنایع دفاعی رو به رشد و موقعیتی ژئوپلیتیکی که از دریای سیاه تا خاورمیانه و مدیترانه امتداد دارد. اگر اولویت راهبردی واشنگتن به‌تدریج از شرق اروپا به شرق آسیا منتقل شود، اهمیت کشوری که جناح جنوبی ناتو را در اختیار دارد، دوچندان خواهد شد.

البته این نخستین بار نیست که آمریکا درباره هزینه‌های دفاع از اروپا تردید می‌کند. حتی در آغاز جنگ سرد نیز واشنگتن با اکراه، نه از سر اشتیاق، بار امنیت اروپا را پذیرفت. اما آن روزها خطر اتحاد شوروی چنان بزرگ بود که چاره دیگری وجود نداشت. امروز نیز ترامپ، با منطق معامله‌گرانه خود، همان پرسش قدیمی را با زبانی متفاوت تکرار می‌کند: چرا آمریکا باید هزینه امنیت دیگران را بپردازد؟

در چنین معادله‌ای، اردوغان خوب می‌داند که برگ برنده‌اش چیست. او دیگر صرفاً رهبر کشوری در حاشیه اروپا نیست؛ می‌خواهد خود را یکی از ستون‌های اصلی ناتو معرفی کند. شاید به همین دلیل، به جای خودنویس یا ساعت یادبود، هفت‌تیر هدیه می‌دهد.
بزرگ‌ترین چالش در راه این اتحاد صمیمی، اسرائیل است که با ترکیه درگیر یک رقابت ژئوپولتیک بزرگ شده و واشنگتن متحد هر دو به شمار می‌رود. مدیریت این تعارض منافع برای کاخ سفید چندان آسان نیست. و از جهاتی شبیه مخالفت شدید فرانسه و آلمان با نظامی‌سازی مجدد آلمان پس از جنگ دوم است. امری که برای مقابله با توسعه‌طلبی شوروی ضروری بود.

اما این ماجرا روی دیگری هم دارد. ناتویی که زمانی خود را پرچمدار دموکراسی و حاکمیت قانون معرفی می‌کرد، امروز دو عضو بسیار اثرگذارش را در آمریکا و ترکیه می‌بیند؛ کشورهایی که یکی در بسیاری از شاخص‌های بین‌المللی «دموکراسی معیوب» خوانده می‌شود و دیگری از سوی ناظران، نمونه‌ای از «اقتدارگرایی انتخاباتی» توصیف می‌شود. شاید همین وجه نیز از نگاه ترامپ چندان ناخوشایند نباشد.

طنز ماجرا آنجا آشکار شد که بسیاری از رهبران اروپایی نتوانستند هدیه اردوغان را با خود به کشورشان ببرند. قوانین سخت‌گیرانه حمل و نگهداری سلاح، تشریفات گمرکی و محدودیت‌های پروازی، تپانچه عثمانی را پشت مرزهای اروپا متوقف کرد.
ترکیه با زبان قدرت و انعطاف، در پی نمایش اعتمادبه‌نفس است و اروپا همچنان در چارچوب قواعد و قانون حرکت می‌کند؛ همان باشگاهی که آنکارا دهه‌هاست سودای ورود به آن را دارد، اما هنوز پشت درهایش مانده است.

 

کد مطلب 2797168

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha